الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

16

شرح كفاية الأصول

اشكال - خود خصم ( اخبارىها ) « 1 » قائل است كه بين استحقاق عذاب و فعليّت آن ، ملازمه است ( به طورى كه هرجا استحقاق باشد ، فعليّت نيز هست و بالعكس ) و چون در اين موارد فعليّت نفى شده ، استحقاق نيز منتفى است . بنابراين آيهء مذكور بر برائت دلالت مىكند . جواب - مصنف از اين اشكال ، دو جواب مىدهد : اولا - اگر اخبارى به ملازمه اعتراف كند ، استدلال به آيه جدلى و اقناعى مىشود و تنها اخبارىها مجاب مىشوند ، يعنى آيه فقط درصدد اثبات برائت برطبق مدّعاى خصم خواهد بود ، و حال آنكه استدلال به آيه بايد حقيقى باشد ، يعنى درصدد اثبات برائت حتى برطبق مذهب اصولىها ( كه منكر ملازمه هستند ) باشد . در نتيجه : استدلال به آيه براى اثبات مدّعى ( يعنى اثبات برائت ، حتّى نزد اصولىها ) كافى نيست . و به عبارت ديگر : دليل ، اخصّ از مدّعى است . ثانيا - خود اخبارىها قائل به ملازمه نيستند ، زيرا حال محتمل الوجوب و محتمل الحرمه در نزد اخبارى ، بالاتر از معلوم الوجوب و الحرمه كه نمىباشد و لذا چه‌بسا در مواردى كه مثلا معلوم است اين مايع ، خمر مىباشد و شخص آن را مىآشامد عقاب ، فعليّت نمىيابد ( مثل اينكه شخص ، توبه مىكند و يا خداوند عفو مىكند ) ، با اينكه استحقاق عقوبت در چنين فرضى ، قطعى است . بنابراين حال و عيد به عذاب در محتمل الوجوب و الحرمة ، همان حال وعيد به عذاب در معلوم الوجوب و الحرمة است ، كه استحقاق عذاب ( در صورت مخالفت ) وجود دارد ، هرچند كه فعليّت نداشته باشد .

--> ( 1 ) . اخبارىها در مقابل اصولىها ، در شبهات حكميّه ( تحريميّه و وجوبيّه ) قائل به برائت نيستند .